تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

372

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

مىشود و عقل هر چيزى را مىتواند تحليل كند جز ذات بسيط من جميع الجهات را كه او اصلًا تحليل نمىشود و به گونه‌اى صرف الوجود است و صرافت دارد كه نتيجهء تحليل عقل ، عين محلَّل است و عقل هر چه صرف الوجود را مورد تحليل قرار دهد غير از وجود چيزى از آن حاصل نمىشود . ولى در موجودات ممكنه اگر دو مفهوم كه با يكديگر مختلف و متقابل مىباشند داشته باشيم ، محال است آنچه از جهتى مصداق براى يكى از آن دو هست از همان جهت ، مصداق براى ديگرى هم باشد . مثل اينكه بگويند زيد عالم به فقه و جاهل به موسيقى است و يا مانند اينكه در عقل اول مىگويند : او موجود و ناقص است ، كه مفهوم موجود بر جهت وجوديه او كه صادر از مبدأ است منطبق مىباشد . و محال است كه مفهوم ناقص هم بر همان جهت منطبق باشد ، بلكه آن جهت تضييق از علت و محدوديت و حيثيت تعيّنى در او ، مصداق مفهوم ناقص است به خلاف مفهوم موجود و مفهوم كامل نسبت به حضرت احديت كه مصداق موجود همان مصداق كامل است و مصداق كامل همان مصداق موجود است بلكه مصداق كامل ، جهت وجود به نعت شدت و قوت و صرافت و كمال است و هر كدام از اين دو مفهوم بر حضرت بارى از جهت و حيثيت وجود صادق مىباشند ، ولى بر موجودات ديگر هر يك از دو مفهوم موجود و ناقص ، از يك حيثيت صادق نيستند . پس مفاهيمى كه بر حضرت حق صادق مىباشند ، مانند مبدأ و ربّ و محيى و قادر و ازلى و ابدى مصداق همهء آنها يكى است و كلٌّ الى ذاك الجمال يشير . و بالجمله : خداوند به همان حيثيت وجوديه كه ربّ العالمين است ، قادر و مبدأ و ازلى و ابدى است . اقسام چهارگانهء تركيب براى شرح و توضيح مطلب مىگوييم : تركيبات مختلف مىباشند يك تركيب از صورت و هيولى است و تركيب ديگر از اجزاء مقداريه است و تركيبى مانند تركيبات مشهور از امور موجودهء مختلفه است و تركيبى از وجود و عدم است كه شرّ التراكيب